هنر موسیقی
آرزوهای ویکتور هوگو اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
تحریم فرهنگی یا رکود فرهنگی یا بی توجهی فرهنگی ( وضعیت نابسامان موسیقی ) شهرهای جنوبی کشور ما چه در دوران پهلوی و چه در سی ساله بعد از انقلاب ، از مناطق محروم و بحرانی کشور بوده اند و با مسیری که دولت در پیش گرفته است این مناطق در سند بیست ساله دولت ، چندان جایگاه مشخصی را نخواهند داشت. همیشه این سوال در ذهن همه مردم جنوب و خصوصا استان بوشهر وجود داشته ،استانی که 18 درصد گاز طبیعی جهان و بیشترین صادرات نفتی کشور را دارا می باشد و بعنوان غنی ترین شهر جهان از نظر منابع زیر زمینی شناخته شده است باید یکی از محرومترین مناطق کشور باشد و چرا این همه ، مورد کم لطفی و بی توجهی مسئولین قرار گرفته و این نتیجه را گرفت که در طول تاریخ مظلومترین مردم ایران بوده اند. ((یک نمونه از این کم لطفی که در همین چند ماه اخیر وجود داشته مسئله قطعی برق است.همه ما دارای عقل و شعور هستیم و موقعیت حساس کشور را درک می کنیم ولی آیا استانی که در گرمترین منطقه کشور قرار گرفته باید در صدر جدول قطعی برق قرار گیرد . این تنها یکی از ده ها تصمیم نادرست و نابجای مسئولین در قبال مناطق محروم زده جنوب است.)) این هست داستان تراژدیک تاریخی که روز به روز همچون طبلی گوش این مردم را آزار می دهد. اینها تنها مقدمه ای بود براینکه بگویم پیشرفت فرهنگی که موسیقی نیز جزء جدا ناپذیر آن است همیشه همگام و همراه با پیشرفتهای اقتصادی مردم بوده و مردم به دور از دغدغه نان و با یک ذهن باز توانسته اند خود رابا این روند یکی کنند . اما آنچه مرا آزار می دهد این است که چرا ما باید همیشه سیاهی چوب اقتصاد را بر دستان خود ببینیم و در سوگ احیای فرهنگ قدیم و پیشبرد آن نشسته باشیم. باید بگویم در این آشفته بازار موسیقی کشور ، استان بوشهر هم بی بهره نبوده و موسیقی هیچ گونه تحرکی را در بین هنرهای دیگر نداشته است . آموزشگاهها و کلاسهای موسیقی خلاصه شده اند به آموزش چند ساز محدود . وجالب اینجاست که در این استان ، فقط دو استاد آواز وجود دارد که در حال حاضر هیچ گونه فعالیتی ندارند حداقل در زمینه آموزشی . والبته بی توجهی مسئولین استانی و کشوری در این رکود نقش اصلی را داشته است و علاوه بر مشکلات اقتصادی و کم کاری مسئولیت دراین ناحیه از کشور ، در زمینه فرهنگی وهنری نیز این کم لطفی ها بارز و آشکار است و این گمان را تقویت می کند که این منطقه با یک تحریم فرهنگی مواجه است . در کنسرتی که در چند ماه قبل در بزرگداشت استاد مشکاتیان برگزار شد د ایشان هم به درستی حق مطلب را ادا کردند و نشان دادند که خود هنرمندان هم از حضور در مناطق جنوبی کشور و خصوصا این استان دوری می کنند و فقط به یک صدای ظبط شده ، آن هم صدای دختر ایشان در ابتدای کنسرت اکتفا و از حضور خودداری می کنند. نمی دانم به جزای کدامین گناه این گونه تاوان پس می دهیم شاید فقری از جنس فرهنگ ... شما چطور؟ این گل های یاس تقدیم به شما دوستان ، خصوصا یک دوست که خیلی شبیه این گلهاست
عکس از وحید
از زبان فریدون مشیری
یکی از سالهای دهه(50-1340 ) روزی در اداره رادیو دوست شاعرم، هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)،که سرپرست واحد تولید موسیقی بود گفت:«امروز بدیع زاده سر زده وارد اتاق شد و با شگفتی و حیرت گفت: در اتاق شورای موسیقی جوانی آمده آواز می خواند ،صدایش از اینجا تا اینجای پیانست!»وی با دستش فاصله ای را در حدود چهار اُکتاو نشان داد.ما همه تعجب کردیم و منتظر ماندیم!!!
عاشقانه ها
من وانتظار و کابوس تنهایی من و حس اینکه هر لحظه اینجایی
دارم آیینه ها رو گم میکنم کم کم
تو رو هر طرف رو میکنم می بینم
نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی
تو که لحظه لحظه حالم رو می دونی
اگه این بهارم بر نگردی خونه
دیگه چیزی از من یادت نمی مونه
من و رها کن از این فکر تنهایی
تو نرفتی نه تو هنوزم اینجایی
دارم از خودم با فکر تو رد می شم
دارم عاشقی رو با تو بلد می شم
|