تبليغاتX
::جان عشاق::
 
 
Welcome To My Site
 
   
   
Set Homepage | Add To Favorite
 
 

آنجایی که نیچه گفت

بدون موسیقی

زندگی اشتباهی بیش نیست
 
 
   
 
 
 
  منوي اصلي  
 

صفحه ي اصلي
پست الکترونیک مدیر
اضافه کردن به علاقه مندی ها
قالب وبلاگ
خانگی کردن این صفحه

 
  آرشيو  
 

» هفته چهارم تیر 1387
» هفته اوّل خرداد 1387
» هفته دوم اسفند 1386
» هفته چهارم آذر 1386
» هفته چهارم آبان 1386
» هفته اوّل آبان 1386
» هفته چهارم مهر 1386

 
  لوگودونی  
 


 
:: از مجموعه سپیده دم
 موضوع :
     

 

 

:: شجریان
 موضوع :
    


                                                              از زبان فریدون مشیری

 

یکی از سالهای دهه(50-1340 )روزی در اداره رادیو دوست شاعرم، هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)،که سرپرست واحد تولید موسیقی بود گفت:«امروز بدیع زاده سر زده وارد اتاق شد و با شگفتی و حیرت گفت: در اتاق شورای موسیقی جوانی آمده آواز می خواند ،صدایش از اینجا تا اینجای پیانست!»وی با دستش فاصله ای را در حدود چهار اُکتاو نشان داد.ما همه تعجب کردیم و منتظر ماندیم!
    

 

 

ادامه مطلب 

 

::
 موضوع :
   

 از همه دوستان  تشکر میکنم و یه عذر خواهی هم بدهکارم بابت غیبت طولانی که پیش اومد

امیدوارم در روزهای آینده جبران کنم البته با کمک شما .......

 همیشه شاد باشید


     

 

موطن آدمی را بر هیچ نقشه ای نشانی نیست . موطن آدمی تنها در قلب کسانسیت که دوستش میدارند.

 

 

 

 


   

                                                                     دردُ دل

 

تنهایی و سکوت ، سرزمینی است ناشناخته . تنهایی بازگشتی است بسوی خود ، بسوی خدا.تفکر و

 

اندیشه و دست یافتن به راه حلهایی مناسب برای ادامه حیات تنها در سکوت حاصل می شود. اکتشافات

 

،اختراعات و شگفتیهای بشری تنها در این مکان از وجود آدمی ظهور یافته اند.یکی از مسیرهای

 

رسیدن به این مکان مقدس  ، راهسیت هموار و بدون پستی و بلندی ، روح پاک و بی ریای موسیقی ...

 

موسیقی است که ما را به درون راهنمایی می کند و یک نوع خودشناسی را به ما معرفی می کند و فضا

 

را برای سکوت و تنهایی مهیا می سازد.شاید این مفهوم برای بعضی ها قابل توجیه نباشد .به نظر من

 

دلیل آن قبول نداشتن موسیقی به عنوان یک عنصر جدا ناپذیر از زندگی بشریست.........

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                                                               

چند شب پیش بعد ازمدتها تصمیم گرفتم ، بشینم و تلوزیون نگاه کنم ، به چیزعجیبی برخورد کردم ،

 

پخش زنده موسیقی ملی(کلاسیک ایرانی) از شبکه ملی ، چقدر خوب صدا و سیما دست از لجاجت

 

خودش با موسیقی ملی و سنتی ما برداشته و بصورت پخش زنده داره نشون میده.

 

ولی وقتی خوب دقت کردم ،این موسیقی چیزی نبود که من می خواستم ، با مشکل بزرگی مواجه

 

بود،مشکلی که حدود 30 سال است گریبانگیر موسیقی ما شده ، مشکلی که از منطق غلط ما نسبت به

 

موسیقی نشأت می گرفت.منطقی که شکاف بزرگی رو در تاریخ موسیقی ملی ما بوجود آورده،شکافی

 

بیست ساله و هنوز از آن رنج می بریم ، نبود خوانندگان و آهنگسازان مجرب ، خلاق و نو پرداز در این

 

عرصه است.

 

نشان ندادن ساز در تلوزیون مسئله ایست که سالهاست شروعیست بر اختلاف بین موسیقیدانان ایرانی و

 

صدا و سیما و به قول استاد بزرگ موسیقی ملی ،استاد شجریان ،مشکل نشان ندادن ساز نیست مشکل

 

دیدگاه و اندیشه غلطی است که نسبت به موسیقی وجود دارد و باید این نگاه را تغییر داد. کناره گیری

 

استادان بزرگی چون استاد شجریان واستاد شهرام ناظری و... از رادیو و تلوزیون نیز در همین جهت

 

بوده است.

 

 

تو این فکرها بودم که برادرم وارد اتاق شد و گفت: چیه داری گوش میدی اینم شد موسیقی برو کانال

 

دیگه

 

متأسفانه برادرم از اونایی هست که دلشو به این موسیقی های زیر زمینی خوش کرده ،خب تقصیری هم

 

نداره جوانهای مثل اون تو کشورما کم نیستند و این اون شکافیست که گفتم و بین نسلها بوجود آمده و

 

به نظر من یکی از مقصران اصلی صدا وسیماست که نگاهی غیر تخصصی وغیرکارشناسانه به این

 

موضوع داشته و دارد.

 

می توان گفت رادیو وتلوزیون  بدون هیچ گونه هماهنگی با خواننده یا آهنگساز اثر و پخش آن ، 

 

دست به یک دستبرد بزرگ فرهنگی نیز زده است.به نظر می آید پخش یک موسیقی و ذکر نکردن نام

 

و نشانی از صاحب اثر و همچنین روش پخش آن در رادیو و تلوزیون به طوری که پخش صدای

 

موسیقی بروی گل و گیاه و حیوانات وحشی وهمچنین در رادیو با پخش ناقص و پریدنهای بی جای

 

مجریان برنامه ها در بین پخش موسیقی ، توهینی است به زحمتکشان این عرصه ،خصوصا موسیقی

 

سنتی که با زحمات عده معدودی از موسیقیدانان گذشته و حال ، امروز به دست ما رسیده و اگر این

 

عزیزان نبودند ما چیزی بعنوان موسیقی ملی نداشتیم و به جای اینکه آن را ارج نهیم و در جهت

 

گسترش آن همت گماریم. اینگونه مورد هجوم و حمله قرار می گیرد و دیدگاه غلط حکومت و دولت

 

مردان ما نیز مزید بر علت است که بعضی از آنها هنوز  موسیقی را حرام تلقی می کنند.این اندیشه را

 

به ذهن می رساند که ما چقدر از جامعه  پیشرفته و مدرن امروز عقب هستیم و سالها باید بگذرد تا

 

جایگاه موسیقی و تأثیرات آن را در جامعه دریابیم.

 

من هم فکر کنم حالا حالاها ، دیگه سراغ تلوزیون نروم. 

 

به امید موفقیت هر چه بیشتر جوانان در این عرصه فرهنگی ، تا این گنج ناشناخته را از نابودی حفظ

 

کنند و به دست آیندگان بسپارند.

 


   

تقدیم به محله همیشه مهربانم هلیله(همان بیشهر باستانی)

 

  

 

  

این گل هم تقدیم به شما                                                  

 

 

 

::
 موضوع :
   

چیدن سپیده دم

 

پیش از این که واپسین نفس را برارم

 

پیش از آنکه  پرده فرو افتد ، پیش از

 

پژمردن آخرین گل برانم که زندگی کنم ،

 

 برانم که عشق بورزم،برانم که باشم

 

در این جهان ظلمانی،در این روزگار

 

 سرشار از فجایع در این دنیای پر از کینه

 

نزد کسانی که نیازمند منند،کسانی که

 

نیازمند ایشانم ،کسانی که ستایش انگیزند،

 

 تا دریابم،شگفتی کنم،باز شناسم

 

که ام، که می توانم باشم،که می خواهم باشم

 

تا روزها  بی ثمر نماند،ساعت ها جان یابد،

 

لحظه ها گران بار شود

 

هنگامی که می خندم،هنگامی که می گریم،

 

هنگامی که لب فرو می بندم

 

در سفرم به سوی تو ،به سوی خود،به سوی خدا

 

که راهیست ناشناخته،پر خار،ناهموار،

 

راهی که باری در آن گام می گذارم،

 

که قدم نهاده ام و سر بازگشت ندارم

 

بی آنکه دیده باشم شکوفایی گلها را،

 

بی آنکه شنیده باشم خروش رودها را،

 

بی آنکه به شگفت درایم از زیبایی حیات

 

اکنون مرگ می تواند فراز آید،اکنون

 

می توانم به راه افتم

           

              اکنون می توانم بگویم که زندگی کرده ام  

 

 

 

 


چند خطی با همایون شجریان

 

 

همایون شجریان, فرزند چهره ی شاخص ایران,در

 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای

سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی

علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با

تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان

ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم

که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم

نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار

خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کرد ودر دوران

بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت

فشرده فرا کرفت.در همان زمان به هنرستان

موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی

خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه

 فراگیری  نزد اردشیر کامکار پرداخت .

 

از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای

امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از

1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر

همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره

کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران

به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به

آهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای

است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده

دارد. با آرزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی

که در پیش روی دارد.

 

 

 

 

::
 موضوع :
   

 

سکوت ، حاکم سرزمین تنهایی

 

 

از اعماق وجود فریاد می کشم

 

نه برای شنیدن

 

تنها برای مبارزه ،مبارزه با سکوت

فریاد میکشم از اعماق قلبم

 

 بر ساحل دریای نیلگون چشمانت

 

در ساحل بارانی چشمانت تنها

 

رنگ غم را میبینم

 

آرام شکست می خورم

 

و سکوت دنیایم را در بر میگیرد

 

فریاد ، سکوت ، غم و چشمانت

 

 به کناره میروند و تنها من میمانم

 

چگونه فریاد کشم وقتی در بند سکوت اسیرم ؟

 

کاش در زندان قلبت زندانی بودم

 

 و اسارت در بند سکوت را نمیدیدم                

اسارتم در بندیست که قطورتر

 

و محکم تر از تمامی بندهای دنیاست

                 

سلولم  کوچکتر از دلتنگترین قلبهای عاشق

 دنیاست                                      

دیوارهایش به بلندای امواج ترانه عشاق

 

 و میله هایش به قطوری پیوند دو عاشق  

 

خسته ام خسته تر از همه مسافران دره

دلتنگی                                            

 

به کناری میروم ، آرام و تنها مینشینم

 و فقط به امید  فریاد یک نفر هستم ،

 

 که مرا از بند این اسارت برهانم

 

فریاد از آن من نیست اما برای من

 

 و فقط من  طنین انداز میشود